محمد على خان رشوند

71

مجمل رشوند ( فارسى )

[ وقايع سال 1272 ه ق ] از اتفاق مژده منصب ميرپنجه‌گرى معظم اليه [ آقا خان سرتيپ ] در اينجا رسيد . همان شب فريدون خان الموتى را به شهر فرستاده ، شرحى از كثرت خدمت من و خجلت خود ، به عاليجاه ميرزا محمد رضا نوشته ، ضمنا يك طاقه شال اعلى خواسته كه تا خودم در سر عمارتم بايد برسانى . شايد رفع زحمت محمد على خان بشود . مومى اليه در طليعهء فجر كه هنوز سرتيپ خوابيده بود رسانيده ، در حضور خود در زير چادر عنايت فرمودند . مجددا بر عموم طايفه به خط خود تعليقه‌اى نوشتند و بتوسط عاليجاه وليخان انفاد كه يكصد و پنجاه تومان ديگر را هم تمسك بده . چون لئامت ذاتى در مزاج شريفش جايگير و همواره به پست‌فطرتى معتاد و پيوسته راه عفوش مسدود بود ، خسّت جبلّى و خباثت فطرى بر آن داشت كه هيچوجه عفو به بنده‌زاده‌ها با آن همه زحمت از وجه پيشكش بيحساب تخفيفى ندهد . چون در سماجت او آنهمه اصرار ديدم ، اضرار خود را پسنديده و حرف زدن را قباحت شمردم . ضمنا هم تأكيد اكيد دارد كه از طايفه يا ملازم مبادا تتمهء ادّعا بخواهى به اين كم‌گذشتى او عجب نموده ، مع ذلك با همه عيوب عجب هم كه داشت ، وقت مهر كردن تمسك عرض كردم